روند فیلتر شدن سایت ها در ایران و عواقب این کار
بعد از فيلتر شدن سايت پيکاسا، در اين فکرم که واقعا افرادي که اين طور سايت ها رو فيلتر ميکنند، چه فکري ميکنند؟ اصولا فيلترينگ چه فوايد و ضررهايي را در پي دارد؟ مسئولين اين کار تا کي و تا به کجا قادر خواهند بود به اين روند ادامه دهند؟
چهار سالي است که طي مصوبه اي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وضعيت فيلترينگ اينترنت رو مشخص کرده و امروز ما بيش از پيش شاهد مضرات اين وضعيت هستيم. فيلتر (filter) کردن بر اساس محتوي صفحه، بر اساس نام سرچ (Search) شده در موتورهاي جستجوي معروف دنيا، مثل گوگل (Google) و یاهو(Yahoo) و آلتا ویستا بر اساس آدرس يو آر ال (URL) و ... روش هايي هست که همه با هم در ايران مورد استفاده قرار ميگيرد. بعضي سايت ها که صرفا کلمات آموزشي و پزشکي دارند هم قرباني اين روند فيلتر کردن اشتباه ميشوند. (سکس، عشق، دختر) (Sex, Girl, Love). تصور کنيد که حتي اگر مقاله اي با محتوي انتقادي به اين مسائل نگاه کرده باشد هم فيلتر خواهد شد! هر چند كه بر اساس اين فرمان، جلوي مشاهده تعداد زيادي از صفحات مستهجن گرفته ميشود، اما به دليل هوشمند نبودن سيستم، كاربران از تعداد زيادي از صفحاتي كه مطالب مفيد علمي در مورد موضوعات فوق دارند هم محروم ميشوند.
وقتي وارد وبلاگ شدم و ديدم تصاوير در دسترس نيست، تعجب کردم. به فتوبلاگ مستقلم در پيکاسا سري زدم و متوجه شدم که اين سايت هم فيلتر شده. سرويس عکسي که متعلق به کمپاني معتبر و بزرگ گوگل هست و براي آپلود تصاوير (عکس ها) از مناسب ترين گزينه ها. اين سرويس داراي مديريت نامحسوسيست که با وبلاگ هاي عکس هاي پورنو و سکسي برخورد ميکند و افرادي که کپي رايت تصاوير را خدشه دار کنند يا در نشر تصاوير سکس بکوشند از داشتن فتوبلاگ در اين سرويس محروم ميکند. روزي که قصد داشتم وبلاگ بلاگفا رو افتتاح کنم بايد بهترين سرويس رايگان عکس رو انتخاب ميکردم تا بعدها مشکلي به وجود نياد. سرويسي که بيشترين همخواني رو با قوانين فعلي مملکتم داشته باشه. پيکاسا بهترين گزينه بود. اما امروز با کمال تعجب شاهد اين مسئله هستم که يک سال کوشش و تلاش من در بلاگفا و پيکاسا، به راحتي و با تصميم گيري غلط و متحجرانه عده اي از بين رفت. عکاسان زيادي هستند که عکسهايي از سراسر ايران را که معرف فرهنگ، آداب و رسوم و سنن ايراني اسلامي است، در اين وبلاگ آپلود کرده و در معرض عموم قرار داده اند.
خواهشي که از مسئولين بخش فيلترينگ مخابرات جمهوري اسلامي دارم اين است که کمي بيشتر در مورد اين کار انديشه کنند؟ با فيلتر کردن سايت هايي مثل فليکر و پيکاسا، شايد جلوي چند عکس پورنو (سکس) يا چند تصوير ضد رژيم گرفته شود، ولي هزاران هزار عکس و تصوير با شعار و محتوي پيام هاي فرهنگ ايراني نيز بسته ميشود.
اصلا چرا فيلتر کنيم؟ حتي سايت هاي پورنو و سايت هاي تروريستي و يا سايت هاي ضد دين و ضد اسلامي؟ چرا با فرهنگ سازي و نشر مطالب درست راه مبارزه صحيح را در پيش نگيريم؟ انسان حريص است به چيزي که از آن منع شود. چرا به اين طمع و حرص دامن بزنيم؟ آيا به غير از اين است که با اين حجم و هزينه بالا براي فيلترينگ، هر جواني ايراني که به اينترنت دسترسي دارد، به يک پروکسي (فيلترشکن) نيز دسترسي دارد؟
واقعا فيلتر کردن بيش از ده ميليون سايت اينترنتي در ايران چه معني دارد؟ چقدر از اين سايت ها مطالبي ضد دين، ضد حکومت و ضد انساني دارند؟
کاربران سالم اينترنتي، با وجود اطلاع از وجود سايت هاي ضد اخلاقي و فرهنگي، با پشتوان فرهنگي غني از اين گونه سايت ها استفاده نخواهند کرد و کاربراني هم که قصد دسترسي به اين گونه سايت ها را داشته باشند، به راحتي راهي براي دسترسي به اين سايت ها پيدا خواهند کرد. (نرم افزارهاي فيلترشکن، سايت هاي فيلتر شکن و ....)
در حالي که در ايران محققان به علت عدم اتصال به سيستمهاي بينالمللي ناچار به استفاده از خدمات رايگان اينترنتي هستند، فيلترينگ سايتها آن هم تنها بر مبناي اسم و نه کاربري آنها راه را براي انجام تحقيقات ناهموار کرده است. حداقل بايد براي کاربران حرفه اي امکاني فراهم شود که بدون فيلتر به شبکه جهاني دسترسي داشته باشند. براي کاربران حرفه اي بايد اين امکان باشد که با امکانات و تسهيلات لازم، سد فيلترينگ را پشت سر بگذارند. در سايت شبکه فن آوري اطلاعات ايران چنين ميخوانيم:
اين راهش نيست!
صرف نظر از اين طنز تلخ، فيلترينگ بيحساب و کتاب و غيرمنطقي روشي معقول براي مبارزه با آلودگيهاي محدود موجود در شبکه اينترنت نيست. اينترنت به هر حال دستاورد مغرب زمين است و طبيعي است که بر مبناي خواست و نيازها و نيز ايدئولوژي و فرهنگ ما طراحي نشده است.
تنگتر کردن حلقه فيلترينگ تنها باعث ميشود جوانان مخفيانهتر و با پنهان کاري درصدد يافتن راههايي براي خلاصي از آن باشند يا عدهاي پيدا شوند که از اين طريق به دنبال کسب درآمد باشند (که البته نميتوان از آنها خرده گرفت، چون از دانش خود استفاده مشروع ميکنند). لذا اگر خواستار حل اين مشکل هستيم بايد فرهنگ استفاده از اين ابزار ارتباطي مدرن را در کشور ايجاد کنيم.
شايد اشاره به بحث ويدئو و ورود انبوه آن به کشور در اوائل دهه 70 در اينجا مناسب باشد. در ابتدا مسئولين برخوردي سلبي و به شدت منفي با ويدئو به عمل آوردند، به گونه اي که نگهداري و تماشاي فيلم از اين طريق در آن زمان جرم تلقي مي شد. اما به تدريج روش هاي مناسب تري براي حل اين مشکل انديشيده شد و در نهايت تامين محتواي مناسب براي ويدئو از طريق ايجاد موسسه رسانههاي فرهنگي باعث شد بحث نحوه استفاده از اين وسيله به مجراي صحيحي هدايت شود و نگراني هاي موجود کاهش يابد.
البته شايد مقايسه اينترنت با ويدئو کار چندان درستي نباشد، ولي منظور آن است که ميتوان راههاي درست و ظرفيتهاي بالقوه و ناشناخته اين مديوم را هم به ايرانيان شناساند و همينطور براي جلب نظر مخاطب، محتواي مناسب را به زبان فارسي در فضاي مجازي ايجاد کرد.
فيلترينگ بي ربط!
جالب آنکه دست اندرکاران اين امر خطير تازگي ها آنقدر سختگير شده اند که ديگر به فيلتر کردن کلمه زنان و مشتقات آن وهر آنچه که به اين کلمه خطرناک! مربوط مي شود اکتفا نمي کنند و به بلوکه کردن کلماتي مانند عسل و جيگر هم روي آورده اند. همچنين خداي نکرده در اينترنت کلمه تالاسمي را جستجو نکنيد چون اين لغت هم جزء فيلتر شده هاست. علت هم مخفي بودن واژه " لاس" در آن است!
نگارنده اگر چه توانسته علت فيلتر شدن برخي لغات و اصطلاحات و اشتباهات صورت گرفته در اين زمينه را درک کند، ولي از فهم علت فيلتر شدن برخي سايتهاي خبري انگليسي زبان واقعا عاجز است و هر طور که حروف اين لغات را با هم ترکيب مي کند نمي تواند واژه نامناسب مستتر در آن را پيدا کند. به عنوان مثال مي توان به سايتهاي خبري vnunet.com و mobilemag.com اشاره کرد که اولي در حوزه IT و دومي در زمينه تلفن همراه فعال هستند. اگر کسي توانست در اين زمينه کمکي بکند ما را بي نصيب نگذارد.
اما از اين حرفها که بگذريم فيلترينگ بيضابطه به غير از ايجاد نارضايتي در داخل کشور بهانهاي هم به دست کشورهاي خارجي به خصوص اروپاييها و آمريکاييها و برخي مجامع بينالمللي داده تا جمهوري اسلامي را به نقض آزاديهاي شخصي و جريان آزاد اطلاعات متهم کنند.
به طور قطع اگر فيلترينگ در ايران «حساب و کتاب»داشت اين همه فشار سياسي و رواني هم در اين زمينه به کشور وارد نميشد. به خصوص که فيلترينگ اينترنت مخصوص ايران نيست و در تمام دنيا اعمال ميشود، اما شيوه اعمال آن هوشمندانهتر و دقيقتر بوده و تنها حوزههايي مانند مسائل اخلاقي، جرائم رايانه اي، مسائل امنيت ملي و تروريسم را شامل ميشود.
فیلترینگ فقط مسکن است. چاره درد نیست. در پایان به عنوان یک عکاس، از مسئولین امر تقاضا دارم کمی بیشتر و بهتر به این کار فکر کنند. به ده ها ضرری که بر اثر فیلتر کردن سایت های مختلف در اینترنت متوجه کاربران ایرانی در طولانی مدت خواهد شد فکر کنند و کمی با تامل تر به این کار ادامه دهند.
بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ
ادامه مطلب